تبليغاتX
غریب کوفه



غریب کوفه

ای کاروان اهسته ران




به نام اوکه ياداوارامبخش دلهاست

سلام به دوستان خوب خودم

امروزبراتون چندتاوالپيپرمذهبي ميزارم.اميدوارم خوشتون بياد.

ايام به کام

موفق باشيد

خدانگهدارتان

ياعلي

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

خدانگهدار


+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم دی 1387 | ساعت18:1 | توسط شبنم مصطفی زاده |





به نام خدایی که یاداوارام بخش دلهاست

شايدغربت و تنهايي کلماتي شرمساردرقبال بي کسي شماباشد.درواژگان هرچه قدرجستجوکردم کلمه اي شايسته درباب تنهايي نيافتم.چه بگويم؟ازغم بي کسيتان درتاريکي زندان هاي کوفه.ان زمان که بايددراغوش مادربه خواب مي رفتيدقفل وزنجيرشمارادربرگرفت.و اه اي طفلان مسلم پس کجاست لالايي شبانه ي مادرتان . ان راهرشب دردل ياداورميشويدتاشايدکمي اززخم خودراالتيام بخشيد.اياغم کربلابرشماکافي نبود که عبيدالله شمارادرزندان محبوس کردوبرزندانبانهاگفت که برانهااب سردوخوراک خوب مده وبرانهاسخت گير.وشماروزهاروزه وشبهارابااندکي غذاوجوي اشک وغم يتيمي افطارمي کرديد.وان زمان که طاقت کودکانتان به سررسيد ديگرزمان رفتن بودوشمابه زندانبان گفتيدازعترت رسول هستيدزندانبان که ازکرده ي خودسخت پشيمان بودبرپاي شماگودکان بوسه زدوراه رابراي شمابازگذاشت.رفتيدورفتيدخسته ازاين همه سختي باقلبي که داغهاي زيادي برروي ان نقش بسته بودبه خانه ي پيرزني رسيديدوخودرامعرفي کرديدوازاوپناه خواستيد.پيرزن به شماپناه داد.خبران دامادفاسدش رانيزبه شماداداماچه ميکرديدراهي دگرهم بود؟به ناچاربه خانه رفتيد.دامادشب رسيد.خبردوطفل گريخته اززندان رادادوگفت هرکس سر ان دورابياورد4000درهم به اوداده ميشود.چشم ان مردبامال دنياکورشده بود.بالاخره نيمه شب متوجه کودکان شدوبه انهاگفت: اي ساده هاشماازچنگ مرگ گريختيدودوباره به اغوش ان بازگشتيدخودرااماده کنيدکه مرگ فردادرانتظارشماست.به غلامکي وعده 1000ديناردرازاي بريدن سرشماطفلان داد.غلام وقتي موضوع رافهميداين کاراانجام ندادولي خوددردام مرگ توسط ان مردشرورگرفتارشد.حارث حتي پسرخودراهم به مجلس گناه دعوت کردوگفت همه چيزازحلال گرفته تاحرام رابراي توتامين ميکنم امادرعوض سراين دورابراي من بياور.پسرهم متوجه شان عظيم وجودشماگشت ورفت که رفت.حارث که خودراتنهادربرابراين گناه بزرگ ديدناگريزخوداقدام به اين کارکثيف کرد.حارث شمارابرلب رودفرات برد تاسرمبارکتان راببرد.چقدراورانصيحت کرديدامااودنيادوست ترازان بودکه سخن حق شمادرگوشش فرورود.ازاودرخواست کرديدتالحظاتي رابراي عبادت خدابه شمابدهد.وانگاه که برنمازايستاديدخداوندرابرتنهاييتان گواه گرفتيد وفرموديد:{ياحي ياحکيم يااحکم الحاکمين}===ميان ماواين مردبه حق حکم کن.لحظه اي ترس وجودنازنينتان رافرانگرفت زيراميدانستيدبه ديدارحق تعالي ورسولش نائل ميشويد.ان مرداول سربرادرت محمدراميگويم برسينه  گذاشت.توکه طاقت مرگ برادررانداشتي خودرابرخون ان غلتاندي.ابراهيم دران موقع برتوچه گذشت ؟حارث گفت نگران نباش چراکه تورابه زودي نزدبرادرت ميفرستم.وسپس نوبت توبودکه برشهادت بوسه اي شيرين بزني.شهيدشدي.فرات درکناربدن مبارکتان حرمت پيداکرد.تندتندقدم برميداري . حارث متاع دنيايي گرانبهايي رابدست اوردي.اي حارث بدان درهم درهم درانتظارتوست اماخروار خروار اتش درسويي ديگربراي تومهياميشود.هيزم هيزم ازپس هم ميروند.نفس درسينه ي خودحبس کردي واردقصرشدي باافتخارروبه عبيدالله کردي وگفتي خواستم باريختن خون اينان برتومقرب  ترگردم چه زودمزدت راگرفتي .سرننگينت راازتن جاکردند.اين سزاي کسي است که  دنيارابااخرت عوض ميکندودرودوسلام برمحمد(ص)وبرشماطفلان مسلم  .وبدانيدما هميشه به يادتان ميمانيم وشماراالگوقرارميدهيم.باشدکه شمادراخرت شفيع ماباشيد.

حرم طفلان مسلم

ياعلي


+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم دی 1387 | ساعت16:43 | توسط شبنم مصطفی زاده |





 شهیداول

من پرستويم و مانده ز سفر بال و پرم

گرچه خاکسترم اما ز غمت شعله‌ورم

من سفير توام و بانگ انالحق زده‌ام

آخرين کار نمازيست که بر دار برم

ملک‌الموت به اعجاز سرانگشت غمت

جان طلب کرد به شوق تو فقط جان سپرم

شوق پرواز بود از قفس تنگ تنم

تا مگر همره باد از سر کويت گذرم

قاصد باد به سوي تو فرستم که ميا

مهر اين نامه به خون جگر و اشک ترم

سر به راه تو نهادم همه جا تا دم مرگ

که سر راه تو و خواهرت افتاده سرم

پيش مرگ توام و جان من اي دوست تويي

بي تو من شمع فنا گشته پاي سحرم

 

حميد فرجي


+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم دی 1387 | ساعت13:56 | توسط شبنم مصطفی زاده |





درودوسلام برتواي مسلم ازاده برتواي نورالعين عقيل

مسلم هرگاه نام تورامي شنوم جزازادگي وفداکاري دروجودم جوشش نميکند.مسلم اي ياروفادارحسن وحسين بن علي اي دوستداراهل بيت چه مسروربودي وقتي ازهجده هزارکوفي بيعت گرفتي وچه محزون بودي وقتي ان نامردمان باتوبيعت شکني کردندوتورادرميان بني اميه تنهاوبي کس رهاکردند.مسلم اياميداني پيامبردرباره ي پدرت وخودت چه عرض کردند.  فرمودند: آری ، من عقیل را از دو جهت دوست دارم:
اول : این که عقیل را برای وجود خودش دوست می دارم.
دوم: به جهت اینکه ابوطالب او را دوست داشت، دوست می دارم. فرزند همین عقیل در راه دوستی فرزند علي فدا می شود و چشمان مؤمنین برای او گریان خواهد شد و ملائکه بر او درود می فرستند.

مسلم


مسلم چگونه ميتوان ازخودگذشتگي توراتوصيف کردکه برزبانم جاري نميشود.مولايم گريه کردي امانه براي ترس ازمرگ زيراميدانستي اين دنيافاني ست وهرچه هست دران دنياميگذردبلکه اشک ريختي براي اقاامام حسين وخانواده شان که نزديک کوفه بودند.وحشت داشتي که مبادابه کوفه بيايندويکبارديگرسرنوشت تورابراي انهارقم بزنندوپشتش هم سراسلام را ببرندوديگردرتاريخ نام اسلام مسلم ازيادهاپاک شود.به خداسوگندکه اسمتان هم برازنده ي شماست:مسلم:مسلمان

جوان رشيدهاشمي توراتازيانه زدنددم نزدي سرت رادرعين غريبي بريدندوباازادگي رشادت يک جمله پرمعناگفتي .شمافرموديد: من امروز، از خُم خون، مي‏چشم شهد شهادت را ولى خرسند و خشنودم که مرگم جز به راه حق و قرآن نيست. :نه خواهري بود که تورادلداري دهدونه مادري داشتي که توراتيمارکند..غريب مسلم .تنهامسلم.بي يارمسلم.بي کس مسلم.اري درست است که در صحراي کربلا72تن شهيدشدندامااي اولين خون ريخته شده براي زنده نگهداشتن اسلام بدان که انها73تن بودند.اري توهم شهيدنينوايي سفيرحسين(ع).مسلم تورااسطوره اي قوي ميدانم که برهمه ي مشکلات فائق امده اي .مخصوصابرغم غريبي.وان زمان که برصف نمازايستاده بودي همه باتوهمراه بودنداماتوراچه شدمسلم که وقتي به  سلام رسيدي همه باتوخداحافظي کردند.وتواي غريب کوفه بدان که تنهاترازتنهاشده اي.درکوچه هاسرگردان به دنبال سرپناهي ميگشتي تاروزرابه شب برساني وتمام مدت فقط يک چيزفکرت رامشغول کرده بودکه به مولايت بگويي به کوفه نيايد.وان هنگام که ازمحله ي بني جبيله گذرميکردي زني سالخورده راديدي وازاواب طلب کردي .يادت ميايدطوعه به تواب دادامابي پناهيت راچه ميکردي به ناچارخودرابه ان زن معرفي کردي .فرمودي:من سفيرحسين بن علي ام .کوفيان بامن پيمان شکستن وپشت مراخالي کردندومرادرگذرگاه ابهام رهاکردندکه چرااول بارهجده هزارکوفي بامن عهدبستن وچراحال مردي تنهادرشب شده ام.اه مسلم در ان موقع چه احساسي داشتي دردل ميگفتي چگونه به مولايم بگويم به کوفه نيايد.طوعه توراپناه داداماهيهات که توخبرازپسرظالم ملعون ان پيرزن نداشتي.ان گاه که دررازونيازپروردگارت بودي ودل خويش رابه سوي معبودحق پروازداده بودي نزديک سحرخواب برچشمانت حاکم شد.درخواب اسدالله اميرالمومنين جهان به نزدتوامدوبه توشهدشهادت رانوشاند.توغافل ازهمه چيزبيدارشدي ودارودسته ي عبيدالله  بن زيادراديدي .اري پسرطوعه کارخودراکرد.اه خداي من چه طورازهمچنين مادري پسري اينگونه بوجودميايد.نميدانم .واقعانميدانم.

پس ازسال هاحمران که کينه ي تورابه دل داشت ازبالاي ان سکوي نفرين شده تورابه پايين پرتاپ کردوبعدسپاهيان زيادسرمبارکت راازتن جداکردندوتوراکشان کشان براسب برروي زمين مکشيدند. کاش ان اسب ها مي فهميدندکه تن مبارک چه کسي رااينطوربرزمين ميکشند.مطمئناان موقع مي ايستادند وتورانوازش ميکردند.مسلم ديگرنگران نباش زيراحسين(ع)فهميددرکوفه چه غوغايي برپاست.امام گفت تووظيفه ات رابه خوبي انجام دادي .مسلم نگران دخترت هم نباش چراکه امام به اوقول داده که براي اوپدري کند.

حرم مسلم

مسلم اکنون نام توجاويدان برقلب هاي مسلمين جهان نقش بسته وارامگاه توارامگاهي براي دلهاي نارارام خسته ي اين مردمان شده وقبوردشمنانت محلي براي لعن ونفرين ماشده است.مسلم اسوده باش چراکه خداوندباماست.

ياعلي


+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم دی 1387 | ساعت12:18 | توسط شبنم مصطفی زاده |





 به نام خدای خون های ریخته شده درکربلا

 

روزشمارومناسبت های دهه اول محرم

السلام عليك يا ابا عبدالله و علي الارواح التي حلت بفنائك
عليكم مني جميعا سلام الله ابدا مابقيت و بقي الليل و النهار
 و لا جعله الله آخرالعهد مني لزيارتكم
السلام علي الحسين
و علي علي بن الحسين
و علي اولاد الحسين
و علي اصحاب الحسين

روز اول محرم الحرام
آغاز سال (1430 ) قمري
آغاز ايام حسيني
ماجراي شعب ابيطالب عليه السلام
جنگ ذات الرقاع
امام حسين عليه السلام در راه كربلا
قيام مردم مدينه عليه يزيد
وفات آيت الله سيد عبدالله شيرازي

روز دوم محرم الحرام
ورود امام حسين عليه السلام به كربلا
نامه امام حسين عليه السلام براي اهل كوفه

روزسوم محرم الحرام
ورود عمر بن سعد ملعون به كربلا با 4000 نفر.
خریداری بخشی از زمین کربلا به دست امام حسین عليه السلام . این زمین ها همان مکانی است که قبر مطهر در آن قرار دارد.

روز چهارم محرم الحرام
سخن پراكني عبيداللّه‏ بن زياد ملعون عليه امام حسين عليه‏السلام در مسجد كوفه
فتواي شريح قاضي به قتل امام حسين عليه السلام
آغاز سال 2009 ميلادي

روز پنجم محرم الحرام
دعوت ابن زياد از شيث ربعي فرمانده پيادگان عمر سعد ملعون براي جنگ با امام حسين عليه السّلام
اعزام سپاه ابن زياد جهت ممانعت از حركت مردم كوفه براى يارى امام حسين عليه‏السلام

روز ششم محرم الحرام
دعوت حبیب بن مظاهر از طایفه بنی اسد برای یاری امام حسین عليه السلام
وفات عالم بزرگ سيد رضي رضي الله عنه

روز هفتم محرم الحرام
بستن آب بر امام حسين عليه السلام

روز هشتم محرم الحرام
قحط آب در خيمه هاي حسيني
ملاقات امام حسين عليه السلام با ابن سعد ملعون
وفات عالم جليل آيت الله شيخ محمد رازي .

روز نهم محرم الحرام
تاسوعاي حسيني
محاصره خيمه ها در كربلا
آمدن امان نامه براي فرزندان ام البنين عليها السلام
درخواست تاخير جنگ از سوي امام حسين عليه السلام تا یک شب دیگر
آمدن لشكر تازه نفس به كربلا به دستور ابن زیاد
خطابه امام حسين عليه السلام براي اصحابش

روز دهم محرم الحرام
عاشوراي حسيني
پیوستن حربن یزید ریاحی به اباعبدالله الحسین علیه السلام و شهادت آن جناب رضي الله عنه
شهادت امام حسين عليه السلام و دیگر اصحاب عليهم السلام
غارت اموال حرم حسيني توسط لشكريان ابن زياد.

جدا شدن سرهاي مطهر
به آتش كشيدن خيمه هاي آل الله
فرستادن راس مطهر امام حسين عليه السلام به كوفه در عصر عاشورا توسط خولی ملعون
قتل ابن زياد در عاشورای 67 هـ به فرمان مختار

ایام محرم روبه همه ی شیعیان جهان تسلیت عرض میکنم

-----------------------------------

بر گلستان ولایت تاختند

غنچه را با لاله پرپر ساختند

 غنچه زیرخاروخس افتاده بود

باغبان هم از نفس افتاده بود

 ظلم و طغیان و جنایت زاده شد

این چنین مزد رسالت داده شد

-----------------------------------

التماس دعا

یاعلی 

 


+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم دی 1387 | ساعت13:26 | توسط شبنم مصطفی زاده |